|
« منزهی تو پروردگارمان و شهادت می دهیم که پروردگاری جز تو نیست و به درگاه تو توبه می کنیم.» بهترین اعمال: نماز اول وقت نیکی به پدر و مادر جهاد در راه خدا پیامبرخاتم(ص)
....ضدحال یعنی ضدحال يعنی وقتی منتظر فيلم مورد علاقت هستی برق بره! ضد حال يعنی بری عروسی خانمها و اقايون جدا باشن!
سلام این مطلب شاید ربطی به محتویات این وبلاگ نداشته باشه ولی چون خیلی خواندنی بود برا تون گزاشتم می خواهم روضه فرهنگی بخوانم تا اشخاص حقیقی و حقوقی گریه کنند تا مردان خجالتی ، دختران ........ گریه کنند انفجار یک بمب جنسی در مشهد جان دو انسان را گرفت بقیه در ادامه مطلب
اغــلـب افــراد در انــتــخـاب لـبـاسـي كـه مـنـاسـب جـثــه آنـها بوده و همچـنـيـن چـگـونـگي سـت كـردن آنـهـا دچـار سردرگمي مي باشنـد. در زيـر بـه اصـول كـلـي انتـخاب و هماهنگ كردن لباسها با يكديگر ميپردازم: 1- همواره لباسي را بپوشيد كه كاملا اندازه شما باشد. در این سی دی طرحهای بسیار زیادی در سایزهای مختلف خواهید دید . هميشه در مجالس و مهماني ها همچون نگين بدرخشيد ؟؟؟ 8- لباسهاي بالا تنه و پايين تنه يكرنگ شما را لاغر تر جلوه ميدهند. 1- لباسهاي كاملا اندازه بپوشيد لباسهاي خيلي كوچـك
خدایا کفر نمیگویم، پریشانم، چه میخواهی تو از جانم؟! مرا بی آنکه خود خواهم اسیر زندگی کردی. خداوندا! اگر روزی ز عرش خود به زیر آیی لباس فقر پوشی غرورت را برای تکه نانی به زیر پای نامردان بیندازی و شب آهسته و خسته تهی دست و زبان بسته به سوی خانه باز آیی زمین و آسمان را کفر میگویی نمیگویی؟! خداوندا! اگر در روز گرما خیز تابستان تنت بر سایهی دیوار بگشایی لبت بر کاسهی مسی قیر اندود بگذاری و قدری آن طرفتر عمارتهای مرمرین بینی و اعصابت برای سکهای اینسو و آنسو در روان باشد زمین و آسمان را کفر میگویی نمیگویی؟! خداوندا! اگر روزی بشر گردی ز حال بندگانت با خبر گردی پشیمان میشوی از قصه خلقت، از این بودن، از این بدعت. خداوندا تو مسئولی خداوندا تو میدانی که انسان بودن و ماندن در این دنیا چه دشوار است، چه رنجی میکشد آنکس که انسان است و از احساس سرشار است… دکتر علی شریعتی
بعضی وقتا حس میکنم چقدر تنهام ... دلم از همه چیز و همه کس میگیره ... میام اینجا و پناه میارم به تو و باز توئی سنگ صبورم ... ای کاش باهام حرف میزدی ای کاش میفهمیدی چی میگم ... صفحه ی سفید و خالی دلت رو سیاه میکنم ... مینویسم ... آنقدر مینویسم تا شاید دلم خالی شه! الاهی به امید خودت ...
غزل هائیست با من مثل نوزادان بی مادر اگر چه هر کدام از دیگری صد بار زیباتر است تماشا میکنم جان دادن تن پاره هایم را و میدانم به پایان میرسم با مصرع آخر تو جان شعر من هستی و میبینم بر آن هستی که بنشانی مرا در آرزوی دفتری دیگر چگونه دشمنی با باورم کردی که بعد از تو نمیدانم چگونه دوستی ها را کنم باور به دست آوردم و از دست دادم... پوچ یعنی این! مروری کن چه با من کرده ای ای دوست بازیگر...
خدا را خواب دیدم
زندگی ... دیروزی که گذشت امروزی که در هر صورتی میگذره, پس بهتره سعی کنیم به بهترین نحو بگذرونیمش و فردا ... فردایی که بعضی از ماها به امید اومدنش زندگی میکنیم و بعضی های دیگه دعا میکنیم که الاهی هیچوقت نیاد. تمام زندگی ما آدما تو این سه کلمه خلاصه میشه ... تمام زندگیمون, تمام لحظه ها, تمام بدی ها, خوبی ها, خوشی ها, غم ها, تمام دوستی ها عاشقی ها و آرزوها و خلاصه تمام ثانیه ها و دقایق زندگی ما در دیروز و امروز و فردای ما خلاصه میشه و جالب اینجاست که هرکسی استدلالی برای این سه کلمه داره ... بعضی ها میگن: امروز از دیروز خودت درس بگیر تا فردایی روشن داشته باشی بعضی های دیگه میگن: امروزم به خاطر دیروز خراب شد سعی میکنم نذارم فردام به خاطر امروزم خراب بشه و بعضی های دیگه هم معتقدن: دیروز گذشت! امروز حسرت دیروز رو نخور و سعی کن درست زندگی کنی چون معلوم نیست شاید فردایی نباشه اما یادمون باشه که از آدمها فقط یادها و خاطره هامونه که باقی میمونه. پس امروز جوری زندگی کن که خاطره ای زیبا برای فردایی ها به جا بزاری. کسی چه میدونه! شاید یکی از این امروزها فردایی نداشته باشه امروز خوبی داشته باشی ...
قطره قطره اگرچه آب شدیم ابر بودیم و آفتاب شدیم ساخت ما را هم او که میپنداشت به یکی جرعه اش خراب شدیم هی مترسک! کلاه را بردار ما کلاغان دگر عقاب شدیم ما از آن سودن و نیاسودن سنگ زیرین آسیاب شدیم گوش کن ما خروش و خشم تو را هم چنان کوه باز تاب شدیم اینک این تو که چهره می پوشی اینک این ما که بی نقاب شدیم ما که این زندگی به خاموشی هر سوال تو را جواب شدیم دیگر از جان ما چه میخواهی؟ ما که با مرگ بی حساب شدیم ...
خدا جونم دلم گرفته هیچ میدونی چقدر دلم گرفته؟ حتما میدونی مگه میشه ندونی! آخه چرا به دادم نمیرسی؟ خسته شدم از این آدمهایی که تو آفریدی دلم تو اشک شناوره هزاران هزار اشک تو دلم جا خوش کرده اما چشام سنگینه مثل اینکه هیچی رو نمیبینم مات مات کتک میخورم از دست نامردها آخ هم نمیگم عادت کردم به کتک خوردن به غصه خوردن کاشکی دل منم سنگی بود مثل همونا همونا که نه دوستی سرشون میشه نه میدونن وفا چیه کینه رو دوست دارند خدا جون لااقل چشمم رو دریا کن بزار اشکام بیاد دارم دیوونه میشم خدا جونم تو یکی منو تنها نزار ...
تنهايي را دوست دارم زيرا بي وفا نيست ... تنهايي را دوست دارم زيرا عشق دروغي در آن نيست ... تنهايي را دوست دارم زيرا تجربه کردم ... تنهايي را دوست دارم زيرا خداوند هم تنهاست ... تنهايي را دوست دارم زيرا.... در کلبه تنهايي هايم در انتظار خواهم گريست و انتظار کشيدنم را پنهان خواهم کرد...
باید فراموشت کنم
اشتباهاتی کرده ام ... خدا مرا ببخشد دوستانی دارم ... همه مست و خراب زندگی دارم ... تاریک است دلی دارم ... پر از درد است خاطراتی دارم ... عذابم میدهند لبانی دارم ... تشنه ی بوسه اند چهره ای دارم ... سرد و پوسیده صدایی دارم ... کسی نمیشنود بغضی در گلو دارم ... کسی در آغوشم نمیگیرد سخنی دارم ... شنونده ای نیست مادری دارم ... نگران است پدری دارم ... زحمت کش همسری دارم ... در رویای من است آه! روزگار از من جوان پیرزنی شکسته ساختی ولی با تمام اینها ... این را میدانم که ... تا غم و درد دیوار دلمان را نلرزاند از خدا بی خبر خواهیم بود ... پس ... خدایی دارم ... همتا ندارد ... خلقت خود را به راه راست هدایت کن ... عاشقتم ای خدا ...
خـواستگاه متفاوت نشات می گیرد. رویـکرد اولـیه غـریزی یـا فیزیـولوژیـک اسـت و دیـگری پـی آمد مـاهیـت نفسانی-عـاطفی انسـان ـاست. با در نظر گرفتن دیـدگاه فیـزیولوژیک، رابطه ی جنسی در نتیجه رشـد ویژگی های ابتدایی جنسی در افراد ایجاد می شود. به عبارت دیگر انسان ها زمانی که از نظر جسمی به رشد کافی میرسند، آمـادگی بـرقرای ارتبـاط جنسی را پیدا می کنند. (این دوران که بلوغ نام دارد، در خانم ها در سن 18 سالگی و در آقایون در سن 21 سالگی به آخرین مرحله ی خود می رسد.)
زندگينامه امام حسين (ع) دومين فرزند برومند حضرت علي و(1) در روز سوم ماه شعبان سال چهارم هجرت فاطمه ، که درود خدا بر ايشان باد، در خانه وحي و ولايت چشم به جهان گشود.
پای یک درخت رسید ، ........ صدای خوبی شنید قلب زاغ تکونی خورد ،...... قناری عقلشو برد روز سوم کلاغه ،........ رفتش پیش قناری نگاهی کرد قناری ، ......بالا و پایین، راست و چپ اخمای قناریه ، .......دوباره رفتش تو هم! نگاه که خوب میکنم ، ....میبینم گردنتو خجالت نمیکشی؟.... واسه گوشتای شیکم!؟ واسه ریختن عرق ، .....میکردش طناببازی وقتی از دور میومد ، .....شنیدش صدای ساز دیدش ای وای قناری ، .....پوشیده رخت عروس نکته مدیریتی :
|
About![]()
سلام
Home
| ||||||||||||