تبليغاتX
ღ♥ღپارادیس نسرینღ♥ღ

ღ♥ღپارادیس نسرینღ♥ღ

**تبسم شیرین عشق,گوشه ای از نگاه خداست.تنها به نگاه او می سپارمت**

              تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net

    تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com

تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com          تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com

به 

 

فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز

تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net

تصاوير متحرك ، ياهو ، زيباسازی وبلاگ ، بهاربيست             www.bahar-20.com

تصاوير متحرك ، ياهو ، زيباسازی وبلاگ ، بهاربيست             www.bahar-20.com    تصاوير متحرك ، ياهو ، زيباسازی وبلاگ ، بهاربيست             www.bahar-20.com    تصاوير متحرك ، ياهو ، زيباسازی وبلاگ ، بهاربيست             www.bahar-20.com

بهاربيست                   www.bahar-20.com          بهاربيست                   www.bahar-20.com          بهاربيست                   www.bahar-20.com

بهاربيست                   www.bahar-20.com

 سلام به همه دختر پسرای باحال و عاشق!!!!!!

 من اومدم با یه کوله بار حرف و مطلب و عکسوووووووو کلی چیزای دیگه..........تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net

        هرکی دوست داشت منو با اسم

                **پارادیس نسرین**

   بلینکه بعد بگه با چه اسمی لینکش کنم

                                                                                                                       فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز 

                             

                                                 http://galehdarpatoghe.blogfa.com/

                        تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net 

+نوشته شده در پنجشنبه 28 بهمن1389ساعت10:55 قبل از ظهرتوسط نسرین | |

اهمیت و فواید نماز اول وقت برای بدن انسان

پژوهش های علمی جدید ثابت کرده است که نماز اول وقت فواید بسیاری برای بدن انسان دارد که دلالت بر حکمت فرایض اسلامی و زنده بودن دین اسلام دارد و از جمله این موارد عبارت است از:
 .
 .
 .
 
                                    ادامه مطلب  
 

« منزهی تو پروردگارمان و شهادت می دهیم که پروردگاری جز تو نیست و به درگاه تو توبه می کنیم.»

بهترین اعمال:

نماز اول وقت

نیکی به پدر و مادر

جهاد در راه خدا

پیامبرخاتم(ص)

نماز اول وقت

صلوات

اللهم صل علی محمد و آل محمد

 

ادامــه مــطــلــب

+نوشته شده در جمعه 25 فروردین1391ساعت11:19 بعد از ظهرتوسط نسرین | |

....ضدحال یعنی

ضدحال يعنی وقتی منتظر فيلم مورد علاقت هستی برق بره!
ضدحال يعنی بعد از کلی مصيبت که بابات برات موبايل ثبت نام کرده همه سيمکارتا بياد جز مال تو!
ضدحال يعنی يه جلسه سر کلاس نری فقط همون يه جلسه استاد حضور غياب کنه!
ضدحال يعنی با شکم گرسنه بری تو صف ژتون تموم کرده باشن!
ضدحال يعنی يه هفته قبل از اينکه جشن تولد بگيری خاله مامانت فوت کنه!
ضدحال يعنی قبض تلفن بياد ....... تومن!
ضدحال يعنی بعد از کلی مخ زدن تو اينترنت همينکه بيای به نتيجه برسی اشتراکت تموم بشه !
ضدحال يعنی با.۹.۷۵ افتادن!
ضد حال يعنی يه مانتو خوشگل بخری همون روز اول گير کنه به صندلی پاره بشه!
ضدحال يعنی صبح ساعت ۷ بری سر کلاس استاد نياد!
ضدحال يعنی شرطی بيدل بزنی امتيازت بشه ۲۵!
ضدحال يعنی بعد اينکه کلی افه زبان اوومدی نمره زبانت بشه۱۰
ضدحال يعنی داداش کوچیکت ۲شاخه مودمو اشتباهن بزنه تو پريز برق! 

ضد حال يعنی بری عروسی خانمها و اقايون جدا باشن!
ضدحال يعنی تو اتاقت فيلم نگاه ميکنی همينکه ميرسه جای.........مامان بياد تو!
ضدحال يعنی نفر ۱۱کنکور شدن!
ضدحال يعنی کارگردان شدن حنا مخملباف!
ضدحال يعنی کاندید شدن رفسنجانی برای انتخابات مجلس!
ضدحال يعنی خواننده شدن میناوند!
ضدحال یعنی حسنی امام جمعه ارومیه!
ضدحال يعنی فیلم ژاپنی!
ضدحال یعنی عشق یه طرفه!
ضدحال یعنی گل خوردن دقیقه ۹۰!
ضدحال یعنی صبح روزی که با دوستات میخوای بری کوه بارون بیاد!
ضدحال یعنی از سرویس دانشگاه جا موندن!
ضدحال یعنی با ماشین بابا جریمه شدن!
ضدحال یعنی سلام کنی جوابتو ندن!
ضدحال یعنی عینکت سر جلسه امتحان بیفته زمین بشکنه!
ضد حال یعنی سر جلسه امتحان خدکارت تموم بشه!
ضدحال یعنی تاکسی سوار شی وسط راه بنزین تموم کنه!
ضدحال یعنی دفترچه تلفنتو گم کنی!
ضد حال یعنی اونیکه خیلی دوستش داری رو نتونی ببینی!
ضدحال يعنی درس رو بلد نباشي و پنج دقيقه مونده به زنگ تفريح استاد اسمتو صدا كنه!
ضدحال يعنی يك قدمي خط پايان مسابقه دو به زمين بيفتي و آخر بشي!
ضدحال يعنی روز آخر خدمت سربازي اضافه خدمت بخوري!
ضدحال يعنی سر سفره عقد عروس خانوم بگه نه !

 

+نوشته شده در جمعه 25 فروردین1391ساعت10:58 بعد از ظهرتوسط نسرین | |

 

 

سلام این مطلب شاید ربطی به محتویات این وبلاگ نداشته باشه ولی چون خیلی خواندنی بود برا تون گزاشتم

می خواهم روضه فرهنگی بخوانم تا اشخاص حقیقی و حقوقی گریه کنند

تا مردان خجالتی ، دختران ........ گریه کنند

انفجار یک بمب جنسی در مشهد جان دو انسان را گرفت

بقیه در ادامه مطلب


ادامــه مــطــلــب

+نوشته شده در جمعه 25 فروردین1391ساعت10:38 بعد از ظهرتوسط نسرین | |

نوروز نزدیکه

نکاتی در مورد انتخاب لباس

اغــلـب افــراد در انــتــخـاب لـبـاسـي كـه مـنـاسـب جـثــه آنـها بوده و همچـنـيـن چـگـونـگي سـت كـردن آنـهـا دچـار سردرگمي مي باشنـد. در زيـر بـه اصـول كـلـي انتـخاب و هماهنگ كردن لباسها با يكديگر ميپردازم:

1- همواره لباسي را بپوشيد كه كاملا اندازه شما باشد. در این سی دی طرحهای بسیار زیادی در سایزهای مختلف خواهید دید .
2- پوشيدن لباسهاي بزرگ تنها اندام شما را اغـراق آمـيـز تـر جـلوه داده و آنـها را پنهان نميكند.
3- بيشتر سعي كنيد تنها در زماني كه كمر باريكي داريد از كمر بند استفاده كنيد.
4- پارچـه هـاي سـنگين مانـند پـشمـي، بافـتني و چرمي شما را سنگين وزن تر جلوه ميدهند.
5- پارچه هاي سبك وزن مانند كتان، نخي شما را لاغر تر جلوه ميدهند.

هميشه در مجالس و مهماني ها همچون نگين بدرخشيد ؟؟؟
6- رنگهاي تيره شما را لاغر تر و كوچك تر ميكنند.
7- رنگهاي روشن شما را بزرگتر و حجيم تر ميكنند.

8- لباسهاي بالا تنه و پايين تنه يكرنگ شما را لاغر تر جلوه ميدهند.
9- لباسهاي بالا تنه و پايين تنه با رنگهاي متفاوت شما را بلند قد تر ميكند.
10- لباسهاي يقه بلند گردن را كوتاه تر ميكند.
11- گردن بند كوتاه نيز گردن را كوتاه تر ميكند.
12- روسـري كـه به سـمت پـايين آويزان شـده باشد، قـد شما را بلند تر جلوه ميدهد.
13- خالكوبي پـيـرامـون گـردن و روي شــانـه هـا سبـب چهار شانه تر شدن شما ميگردد.
14- لـبـاس بـا خطوط افقي شما را چاق تـر و بـا خـطـوط عمودي شما را لاغر تر جلوه ميدهـد
 بـراي لاغر تر و بلند قد تر بنظر رسيدن نكات زير را رعايت كنيد:

1- لباسهاي كاملا اندازه بپوشيد لباسهاي خيلي كوچـك
و خيلي بزرگ تنها شما را چاق تر نشان ميدهند.
2- لباسهاي يكدست يكرنگ بپوشيد. تـرجيـحا يـكرنـگ از سر تا نوك پا.
3- از پـوشيـده لبـاسـهاي با طرح برجسته و پارچـه هـاي زمخت خود داري كنيد.
4- لباسهاي تيره رنگ با پارچه هاي نازك و نرم بپوشيد.
5- شلوار را در ناحيه كمر بالا بياوريد نه پايين تر.
6- كراوات با پهناي متوسط پوشيده و حتما طول آن تا كمر برسد.
7- از پوشيدن لباسهاي با نقش و نگار شلوغ خودداري ورزيد.
8- لباس با طرح راه راه عمودي بپوشيد.
9- از داشتن ملزومات بيش از حد خود داري كنيد.
10- كفش پاشنه بلند به پا كنيد.

+نوشته شده در پنجشنبه 27 بهمن1390ساعت9:36 بعد از ظهرتوسط نسرین | |

 

خدایا کفر نمی‌گویم،

پریشانم،

چه می‌خواهی‌ تو از جانم؟!

مرا بی ‌آنکه خود خواهم اسیر زندگی ‌کردی.

خداوندا!

اگر روزی ‌ز عرش خود به زیر آیی

لباس فقر پوشی غرورت را برای ‌تکه نانی

‌به زیر پای‌ نامردان بیندازی‌

و شب آهسته و خسته تهی‌ دست و زبان بسته

به سوی ‌خانه باز آیی زمین و آسمان را کفر می‌گویی

نمی‌گویی؟!

خداوندا!

اگر در روز گرما خیز تابستان

تنت بر سایه‌ی ‌دیوار بگشایی

لبت بر کاسه‌ی‌ مسی‌ قیر اندود بگذاری

و قدری آن طرف‌تر عمارت‌های ‌مرمرین بینی‌

و اعصابت برای‌ سکه‌ای‌ این‌سو و آن‌سو در روان باشد

زمین و آسمان را کفر می‌گویی نمی‌گویی؟!

خداوندا!

اگر روزی‌ بشر گردی‌ ز حال بندگانت با خبر گردی

‌پشیمان می‌شوی‌ از قصه خلقت،

از این بودن، از این بدعت. خداوندا تو مسئولی

خداوندا تو می‌دانی‌ که انسان بودن و ماندن در این دنیا چه دشوار است،

چه رنجی ‌می‌کشد آنکس که انسان است و از احساس سرشار است…

دکتر علی شریعتی

+نوشته شده در سه شنبه 27 دی1390ساعت5:28 بعد از ظهرتوسط نسرین | |

 

بعضی وقتا حس میکنم چقدر تنهام ...

دلم از همه چیز و همه کس میگیره ...

میام اینجا و پناه میارم به تو و باز توئی سنگ صبورم ...

ای کاش باهام حرف میزدی ای کاش میفهمیدی چی میگم ...

صفحه ی سفید و خالی دلت رو سیاه میکنم ...

مینویسم ...

آنقدر مینویسم تا شاید دلم خالی شه!

الاهی به امید خودت ...

+نوشته شده در سه شنبه 27 دی1390ساعت5:20 بعد از ظهرتوسط نسرین | |

 

غزل هائیست با من مثل نوزادان بی مادر

اگر چه هر کدام از دیگری صد بار زیباتر است

تماشا میکنم جان دادن تن پاره هایم را

و میدانم به پایان میرسم با مصرع آخر

تو جان شعر من هستی و میبینم بر آن هستی

که بنشانی مرا در آرزوی دفتری دیگر

چگونه دشمنی با باورم کردی که بعد از تو

نمیدانم چگونه دوستی ها را کنم باور

به دست آوردم و از دست دادم... پوچ یعنی این!

مروری کن چه با من کرده ای

ای دوست بازیگر...

+نوشته شده در سه شنبه 27 دی1390ساعت5:11 بعد از ظهرتوسط نسرین | |

 

خدا را خواب دیدم


در خواب خدا را دیدم. خدا پرسید: «می خواهی با من گفتگو کنی؟» در پاسخش گفتم: «اگر وقت دارید؟» خدا خندید و گفت: «وقت من بی نهایت است. در ذهنت چیست که می خواهی از من بپرسی؟» پرسیدم: «چه چیز بشر شما را سخت متعجب می سازد؟» خدا پاسخ داد: «اینکه آنها از کودکی شان خسته می شوند و عجله دارند که بزرگ شوند و بعد دوباره پس از مدت ها، آرزو می کنند که کودک باشند. اینکه آنها سلامتی خود را از دست می دهند تا پول بدست آورند. بعد پولشان را از دست می دهند تا سلامتی خود را بدست آورند. اینکه با اضطراب به آینده می نگرند و حال را فراموش می کنند، بنابراین نه در حال زندگی می کنند و نه در آینده.
اینکه آنها به گونه ای زندگی می کنند که گویی هرگز نمی میرند و به گونه ای می میرند که گویی هرگز زندگی نکرده اند.» خدا دست هایم را گرفت. برای مدتی سکوت کردیم و دوباره پرسیدم: «شما می خواهی بندگانت کدام درس های زندگی را بیاموزند؟» خدا گفت: «بیاموزند که آنها نمی توانند کسی را وادار کنند که عاشق شان باشد. تنها کاری که آنها می توانند بکنند اینست که اجازه دهند که خودشان دوست داشته باشند. بیاموزند که درست نیست خودشان را با دیگران مقایسه کنند. بیاموزند که فقط چند ثانیه طول می کشد تا زخم های عمیقی در قلب آنان که دوستشان دارید ایجاد کنیم، اما سال ها طول می کشد تا آن زخم ها التیام بخشیم.
بیاموزند ثروتمند کسی نیست که بیشترین ها را دارد، بلکه ثروتمند کسی است که به کمترین ها نیاز دارد. بیاموزند آدم هایی هستند که آنها را دوست دارند، فقط نمی دانند که چگونه احساساتشان را نشان دهند. بیاموزند که دو نفر می توانند با هم به یک نقطه نگاه کنند و آن را متفاوت ببینند. بیاموزند که کافی نیست فقط آنها دیگران را ببخشند بلکه آنها باید خود را نیز ببخشند.»و من با خضوع گفتم: «از شما بخاطر این گفتگو متشکرم. آیا چیز دیگری هست که دوست دارید بندگان تان بدانند؟» خداوند لبخند زد و گفت: «فقط اینکه بدانند من هستم، برای همیشه.»‬

+نوشته شده در سه شنبه 27 دی1390ساعت4:59 بعد از ظهرتوسط نسرین | |

 

 

زندگی ...

دیروزی که گذشت

امروزی که در هر صورتی میگذره, پس بهتره سعی کنیم به بهترین نحو بگذرونیمش

و فردا ... فردایی که بعضی از ماها به امید اومدنش زندگی میکنیم

و بعضی های دیگه دعا میکنیم که الاهی هیچوقت نیاد.

تمام زندگی ما آدما تو این سه کلمه خلاصه میشه ...

تمام زندگیمون, تمام لحظه ها, تمام بدی ها, خوبی ها, خوشی ها, غم ها, تمام دوستی ها

عاشقی ها و آرزوها و خلاصه تمام ثانیه ها و دقایق زندگی ما در دیروز و امروز و فردای ما خلاصه میشه

و جالب اینجاست که هرکسی استدلالی برای این سه کلمه داره ...

بعضی ها میگن: امروز از دیروز خودت درس بگیر تا فردایی روشن داشته باشی

بعضی های دیگه میگن: امروزم به خاطر دیروز خراب شد سعی میکنم نذارم فردام به خاطر امروزم خراب بشه

و بعضی های دیگه هم معتقدن: دیروز گذشت! امروز حسرت دیروز رو نخور و سعی کن درست زندگی کنی چون معلوم نیست شاید فردایی نباشه

اما یادمون باشه که از آدمها فقط یادها و خاطره هامونه که باقی میمونه. پس امروز جوری زندگی کن که خاطره ای زیبا برای فردایی ها به جا بزاری. کسی چه میدونه! شاید یکی از این امروزها فردایی نداشته باشه

امروز خوبی داشته باشی ...

+نوشته شده در سه شنبه 27 دی1390ساعت4:53 بعد از ظهرتوسط نسرین | |

 

قطره قطره اگرچه آب شدیم

ابر بودیم و آفتاب شدیم

ساخت ما را هم او که میپنداشت

به یکی جرعه اش خراب شدیم

هی مترسک! کلاه را بردار

ما کلاغان دگر عقاب شدیم

ما از آن سودن و نیاسودن

سنگ زیرین آسیاب شدیم

گوش کن ما خروش و خشم تو را

هم چنان کوه باز تاب شدیم

اینک این تو که چهره می پوشی

اینک این ما که بی نقاب شدیم

ما که این زندگی به خاموشی

هر سوال تو را جواب شدیم

دیگر از جان ما چه میخواهی؟

ما که با مرگ بی حساب شدیم ...

+نوشته شده در سه شنبه 27 دی1390ساعت4:38 بعد از ظهرتوسط نسرین | |

 

 

 

خدا جونم دلم گرفته

هیچ میدونی چقدر دلم گرفته؟

حتما میدونی

مگه میشه ندونی!

آخه چرا به دادم نمیرسی؟

خسته شدم

از این آدمهایی که تو آفریدی

دلم تو اشک شناوره

هزاران هزار اشک تو دلم جا خوش کرده

اما چشام سنگینه

مثل اینکه هیچی رو نمیبینم

مات مات

کتک میخورم از دست نامردها

آخ هم نمیگم

عادت کردم به کتک خوردن

به غصه خوردن

کاشکی دل منم سنگی بود

مثل همونا

همونا که نه دوستی سرشون میشه

نه میدونن وفا چیه

کینه رو دوست دارند

خدا جون لااقل چشمم رو دریا کن

بزار اشکام بیاد

دارم دیوونه میشم

خدا جونم تو یکی منو تنها نزار ...

+نوشته شده در سه شنبه 27 دی1390ساعت4:31 بعد از ظهرتوسط نسرین | |

 

تنهايي را دوست دارم زيرا بي وفا نيست ...

تنهايي را دوست دارم زيرا عشق دروغي در آن نيست ...

تنهايي را دوست دارم زيرا تجربه کردم ...

تنهايي را دوست دارم زيرا خداوند هم تنهاست ...

تنهايي را دوست دارم زيرا....

در کلبه تنهايي هايم در انتظار خواهم گريست و انتظار کشيدنم را

پنهان خواهم کرد...

+نوشته شده در سه شنبه 27 دی1390ساعت4:10 بعد از ظهرتوسط نسرین | |

 

 

باید فراموشت کنم


چندیست تمرین می کنم


من می توانم ! می شود !


آرام تلقین می کنم


حالم ، نه ، اصلا خوب نیست ....


تا بعد، بهتر می شود ....


فکری برای این دلِ آرام غمگین می کنم


من می پذیرم رفته ای


و بر نمی گردی همین !


خود را برای درک این


صد بار تحسین می کنم


کم کم ز یادم می روی


این روزگار و رسم اوست !


این جمله را با تلخی اش


صد بار تضمین میکنم ...

+نوشته شده در سه شنبه 27 دی1390ساعت4:4 بعد از ظهرتوسط نسرین | |

 

اشتباهاتی کرده ام ... خدا مرا ببخشد

دوستانی دارم ... همه مست و خراب

زندگی دارم ... تاریک است

دلی دارم ... پر از درد است

خاطراتی دارم ... عذابم میدهند

لبانی دارم ... تشنه‌ ی بوسه اند

چهره ای دارم ... سرد و پوسیده

صدایی دارم ... کسی نمیشنود

بغضی در گلو دارم ... کسی در آغوشم نمیگیرد

سخنی دارم ... شنونده ای نیست

مادری دارم ... نگران است

پدری دارم ... زحمت کش

همسری دارم ... در رویای من است

آه! روزگار از من جوان پیرزنی شکسته ساختی

ولی با تمام اینها ...

این را میدانم که ...

تا غم و درد دیوار دلمان را نلرزاند از خدا بی خبر خواهیم بود ...

پس ...

خدایی دارم ... همتا ندارد ...

خلقت خود را به راه راست هدایت کن ...

عاشقتم ای خدا ...

+نوشته شده در سه شنبه 27 دی1390ساعت3:59 بعد از ظهرتوسط نسرین | |

بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar22.com
 
 
قالب و آهنگ وبلاگ رو متناسب با حال و هوای خودم عوض کردم منتها نظری
 
 
نسبت بهشون ندارم نمیدونم خوبن یا بد شماها که سلیقه هاتون خوبه
 
 
یا شماهایی که کلأ تونظر دادن رک هستین و تعریف و تملق الکی نمی کنین
 
 
 یا هرکس دیگه که نسبت به این قالب نظر خاصی داره خوشحال میشم درمورد
 
 
قالب و موزیک ایندفعه وبلاگ نظر بده 
  
 نظر یادتون نره نظردهی و خداحافظی
 
 

بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar22.com

+نوشته شده در یکشنبه 25 دی1390ساعت6:58 بعد از ظهرتوسط نسرین | |

 
 
خسته ام از زن بودن
 
 
 
                 

خسته ام، خسته از این زن بودن

وینهمه سخت چو آهن بودن
 
سالها در قفس تن بودن
خسته از یک تنه همسر بودن
خسته از حمله ی هر روز صدا

خسته از حمله ی هر شام سکوت
 
سهم من اینها بود؟

هر چه ترویج صداقت کردم

هرچه از عشق حمایت کردم
 
سوختم، ساختم، دم نزدم

هر چه بر فاصله عادت کردم
 
جای آن مکر به خوردم دادند

باختم، وعده ی بردم دادند
وعده ی زود به زود
 
راهی مکتب اندیشه شدم
 
آنچه آموخته ام اینها بود:
 
تار مو پوشیده، روی ها دزدیده
خنده ها پوسیده، برلبی خشکیده
 
درس اول عصمت، درس دوم عفت
 
جنس دوم آخر، دیگران اولِ خط
 
فرد بودم، آری خواستم زوج شوم

از فرودم روزی، راهی اوج شوم
 
رفت در چشمم دود

مهر من سکه نبود، مهر من باور بود
 
وقتی از بارش عشق، جانمازم تر بود

عشق را چون راندند، ریشه ام خشکاندند

مهر من گشت تباه، سکه ی زرد و سیاه
 
خسته ام از کوری، خسته از مهجوری

پشت این پرده ی اشک روزها را دیدن

خسته از این همه درد، بیصدا خندیدن
 
خسته از اسم وفا، خسته از رنگ ریا
 
عشق یک مرد شدن؛ مرد صد زن صد جا!
 
روی در روی شدن با فریب و حاشا
 
همه آمالم وه چه آسان گشتند
 
این چنین زار و تباه

خاطرت جمع که پوشیده شدم

روز با چادر اشک، شب با چادر آه
 
من شکستم آری
زین شکستن
 
تو هم ای مردشکستی اما...
 
من به چشم سر اگر کور شدم

تو شدی از دل خود نابینا
 
الغرض با همه ی جور و جفا
 
سوختن ز آتش تزویر و ریا

باز هم سخت چو آهن ماندم 
 
همچو "پروین" و "فروغ"
 
باز هم لایق این نام بزرگ
 
لایق نام خوش "زن" ماندم
 
 
نظر یادتون نره نظردهی و خداحافظی

+نوشته شده در جمعه 23 دی1390ساعت5:47 بعد از ظهرتوسط نسرین | |

بررسی خود ارضایی از نقطه نظر علمی


فروید، "پدر" علم روانکاوی، بر این باور است که برقراری رابطه جنـسی در انسان از دو

 خـواستگاه متفاوت نشات می گیرد. رویـکرد اولـیه غـریزی یـا فیزیـولوژیـک اسـت و دیـگری پـی آمد مـاهیـت نفسانی-عـاطفی انسـان ـاست. با در نظر گرفتن دیـدگاه فیـزیولوژیک، رابطه ی جنسی در نتیجه رشـد ویژگی های ابتدایی جنسی در افراد ایجاد می شود. به عبارت دیگر انسان ها زمانی که از نظر جسمی به رشد کافی میرسند، آمـادگی بـرقرای ارتبـاط جنسی را پیدا می کنند. (این دوران که بلوغ نام دارد، در خانم ها در سن 18 سالگی و در آقایون در سن 21 سالگی به آخرین مرحله ی خود می رسد.)

در طول 7 سـال ابتـدایی زنـدگی، نیروی جنسی در یک پسر
بچه در تمام قسمت های بدن او توزیع می شود. از 7 تا 14 سالگی، نیروی جنسی به اعضای جنسی منتقل می گردد ( در آقایون بیضه ها و در خانم ها تخمدان) در این زمان تفاوت های ظاهری میان جنس مذکر و مونث پدید می آید.


در مردان استخوان ها قدری درشت تر شده و بدن عضلانی تر می شود، و به تدریج تن صدای آنها تغییر پیدا می کند. البته باید توجه داشت که این تغییرات با گذر زمان تکمیل می شوند. شروع این تغییرات حاکی از ابتدای سن بلوغ است. پس از آن منی و به مثابه آن اسپرم تولید می شود، ولی اسپرم ها در این زمان به بلوغ کامل نرسیده اند. بر اساس پژوهش های پزشکی، محققین بر این باورند که اسپرم ها در سن 18 سالگی شروع به بالغ شدن می کنند و در سن 21 سالگی مرحله ی بلوغ آنها تکامل پیدا می کند. در این زمان رشد بیضه ها و غدد مترشحه داخلی بدن نیز به آخرین حد خود می رسد.

                                                

ادامه مطلب
 
نظر یادتون نره نظردهی و خداحافظی


 

ادامــه مــطــلــب

+نوشته شده در جمعه 23 دی1390ساعت5:30 بعد از ظهرتوسط نسرین | |

زندگينامه امام حسين (ع)

 

دومين فرزند برومند حضرت علي و(1) در روز سوم ماه شعبان سال چهارم هجرت فاطمه ، که درود خدا بر ايشان باد، در خانه وحي و ولايت چشم به جهان گشود.

چون خبر ولادتش به پيامبر گرامي اسلام (ص ) رسيد، به خانه حضرت علي (ع ) و فاطمه را فرمود تا کودکش را بياورد. اسما او را در پارچه اي سپيد (2) (س ) آمد و اسما پيچيد و خدمت رسول اکرم (ص ) برد، آن گرامي به گوش راست او اذان و به گوش چپ (3) او اقامه گفت . به روزهاي اول يا هفتمين روز ولادت با سعادتش ، امين وحي الهي ، جبرئيل ، فرود آمد و گفت : سلام خداوند بر تو باد اي رسول خدا، اين نوزاد را به نام پسر کوچک هارون (شبير) چون علي براي تو بسان هارون (5) که به عربي (حسين ) خوانده مي شود نام بگذار. (4)براي  موسي بن عمران است ، جز آن که تو خاتم پيغمبران هستي .
و به اين ترتيب نام پرعظمت "حسين " از جانب پروردگار، براي دومين فرزند فاطمه (س ) انتخاب شد. به روز هفتم ولادتش ، فاطمه زهرا که سلام خداوند بر او باد، گوسفندي را براي  کشت ، و سر آن حضرت را تراشيد و هم وزن موي سر او (6) فرزندش به عنوان عقيقه (7) نقره صدقه داد.
 
 
نظر یادتون نره نظردهی و خداحافظی

ادامــه مــطــلــب

+نوشته شده در یکشنبه 11 دی1390ساعت7:19 بعد از ظهرتوسط نسرین | |

                     یه روزی آقای کلاغ ، ....... یا به قول بعضیا زاغ
                     رو دوچرخه پا می‌زد، ........ رد شدش از دم باغ

پای یک درخت رسید ، ........ صدای خوبی شنید
نگاهی کرد به بالا ،........... صاحب صدا رو دید

یه قناری بود قشنگ ، ......... بال و پر ، پر آب و رنگ
وقتی جیک جیکو می‌کرد ، ......... آب می‌کردش دل سنگ

قلب زاغ تکونی خورد ،...... قناری عقلشو برد
توی فکر قناری، ...... تا دو روز غذا نخورد

روز سوم کلاغه ،........ ‌رفتش پیش قناری
گفتش عزیزم سلام ........ اومدم خواستگاری!

نگاهی کرد قناری ، ......بالا و پایین، راست و چپ
پوزخندی زد به کلاغ ،....... گفتش که عجب! عجب

منقار من قلمی ، .......منقار تو بیست وجب
واسه چی زنت بشم؟..... مغز من نکرده تب

کلاغه دلش شیکست ،..... ولی دید یه راهی هست
برای سفر به شهر ،...... بار و بندیلش رو بست

یه مدت از کلاغه ،......... هیچ کجا خبر نبود
وقتی برگشت به خونه ،........ از نوکش اثر نبود

داده بود عمل کنن ، ........منقار درازشو
فکر کرد این بار می‌خره ،.... قناریه نازشو

باز کلاغ دلش شیکست ، ........نگاه کرد به سر و دست
آره خب، سیاه بودش! .......اینجوری بوده و هست

دوباره یه فکری کرد ، .......رنگ مو تهیه کرد
خودشو از سر تا پا ،........ رفت و کردش زرد زرد

رفتش و گفت: قناری! ......اومدم خواستگاری
شدم عینهو خودت ،......... بگو که دوسم داری

اخمای قناریه ، .......دوباره رفتش تو هم!
کله‌مو نگاه بکن ،......... گیسوهام پر پیچ و خم

موهای روی سرت ،........ وای که هستش خیلی کم
فردا روزی تاس می‌شی!...... زندگی‌مون میشه غم

کلاغه رفتش خونه ........نگاه کرد به آیینه
نکنه خدا جونم ! .......سرنوشت من اینه؟!

ولی نا امید نشد ،...... رفت تو فکر کلاگیس
گذاشت اونو رو سرش ، ....تفی کرد با دو تا لیس

کلاه گیسه چسبیدش ،.... خیلی محکم و تمیز
روی کله‌ی کلاغ ،..... نمی‌خورد حتی لیز

نگاه که خوب می‌کنم ، ....می‌بینم گردنتو
یه جورایی درازه ، ......نمی‌شم من زن تو

کلاغه رفتشو من ،...... نمی‌دونم چی جوری
وقتی اومدش ولی ، .....گردنش بود اینجوری

خجالت نمی‌کشی؟.... واسه گوشتای شیکم!؟
دوست دارم شوهر من ، .....باشه پیمناست دست کم!

دیگه از فردا کلاغ ،.... حسابی رفت تو رژیم
می‌کردش بدنسازی ، .....بارفیکس و دمبل و سیم

بعدش هم می‌رفت تو پارک ،..... می‌دویید راهای دور
آره این کلاغ ما ،‌.....خیلی خیلی بود صبور

واسه ریختن عرق ، .....می‌کردش طناب‌بازی
ولی از روند کار ، ....نبودش خیلی راضی

پا شدی رفتش به شهر ،.... دنبال دکتر خوب
دو هفته بستری شد ، .....که بشه یه تیکه چوب

قرصای جور و واجور ، ....رژیمای رنگارنگ
تمرینهای ورزشی ، ....لباسای کیپ تنگ

آخرش اومد رو فرم ، .....هیکل و وزن کلاغ
با هزار تا آرزو ، .....اومدش به سمت باغ

وقتی از دور میومد ، .....شنیدش صدای ساز
تنبک و تنبور و دف ، ....شادی و رقص و آواز

دل زاغه هری ریخت !........ نکنه قناریه؟
شایدم عروسیه ......... بازای شکاریه!!

دیدش ای وای قناری ، .....پوشیده رخت عروس
یعنی دامادش کیه؟ .....طاووسه یا که خروس؟

هی کی هست لابد تو تیپ ، ....حرف اولو می‌زنه!
توی هیکل و صورت ،‌ ....صد برابر منه

کلاغه رفتشو دید ،..... شوهر قناری رو
شوکه شد، نمی‌دونست، ....چیز اصل کاری رو!

می‌دونین مشکل کار ،.... از همون اول چی بود؟
کلاغه دوچرخه داشت ،‌.....صاحب بی ام و نبود

نکته مدیریتی :

اي دخترانی که ملاک انتخابتان خودرو طرف است !
همانا پس از مدتی همچون روغن موتور آن خودرو تعويض می شويد !
 
نظر یادتون نره نظردهی و خداحافظی

+نوشته شده در چهارشنبه 11 آبان1390ساعت9:14 بعد از ظهرتوسط نسرین | |